خرید بک لینک
سلام

خیلی عجیبه آدم دردلش دو حس را باهم داشته باشه هم امید هم ناامیدی هم شادی هم غم.....

زندگی به من یاد داده می شه هر دو را باهم داشت .دراوج ناامیدی از نابودی زندگیت امیدوار باشی با یک زندگی سالم و شاد در عین تنهایی هات دراین دنیا امید داشته باشی به روزهای باهم بودن

روزی که فکر می کردم ح دیگه بلند نمیشه و زندگی مشترکم به پایان رسید .اشتباه بود و امروز کنارهمیم

روزی که فکر می کردم برای همیشه دکتری از دست دادم اشتباه بود و امروز دانشجوی دکترام

روزی که فکر می کردم پسرم برای همیشه درگیر یه بیماری عجیبه اشتباه بود و الان می دونم اون می تونه بهترین باشه

و تو امروز به من میگی نمی تونم استاد یه دانشگاه باشم .می دونم که می تونه درست نباشه می دونم که می تونم باشم می دونم که همه چیز دراین زندگی براحتی تغییر می کنه و اینه که منو همیشه سرپانگه داشته .امید به آینده نمی دونم یه روز این متن می خونی یا نه اما همیشه از ته قلبم برای تو و خوبی هات احترام قایلم و دوستت دارم مثل علاقه یه مرشد به مرادش یه شاگرد به معلمش و...اما دوست دارم بجنگم برای آرزوم دوست دارم بهت ثابت کنم ....

نفله

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 5:15

صفحه بندی