خرید بک لینک

خوبه که یک جایی هست، یک جایی توی این دنیا که تو می تونی حرف بزنی بدون اینکه تهدید بشی بدون اینکه حرفی بشنوی

من ازتون متنفررررررررررررررررررررمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

من به هیچ کس حرفی نزدم از ترسم سالها است که با هیچ کدامتون صحبتی نکردم

از این که حرف بزنم حتی می ترسیدم اما هربار که خواستید اسلحه نشون بدید چسبیدید با واژه های پوشالی قدیمی

لعنت به آدمهایی که ذهن مریض دارند

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 9:33

این را نوشتم که یادم نرود من در 1/7/1400 خدا را دیدم همانطور که تو گفتی باز پیشبینی کردی و درست بود اینجا بهت می گم

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 11:51

توی اسنپم دارم می رم برای مصاحبه هیات علمی اینجا اونجای زندگی که تو نمی دانی سرنوشت چی برات در نظر گرفته و هیچ کنترلی روی اتفاقات نداری.نمی دانم آرزو کنم که بشه یا نه می دانم که هر اتفاقی بیوفته من با قدرت به پیش می رم

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: شنبه 24 آبان 1399 ساعت: 5:16

در برزخ گیر افتادم، برزخ تنهایی من و غرورجریحه دار شده ام

درد همیشگی دوری از آدمهایی که دوستت دارند. آدمهایی که تنها تو را بخاطر خودشان می خواهند من تنهام تنهاتر از همیشگی مثل آدمی با پای شکسته به سختی به رفتن ادامه می دهم

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: يکشنبه 3 آذر 1398 ساعت: 2:36

دور بودی از روزای اضطرابماما همیشه دیدمت تو خوابمدور بودی اما تکیه گاهم بودیهمیشه هر جا سر راهم بودیسلام# سلام# خوش اومدی به دنیامبیا بتاب به سرزمین رویاممنو ببر به اوج آرزو هامبیا بیا که بی تو خیلی تنهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 16:44

هفته گذشته برام کابوس بود پسر کوچلوی من تمام علائم افسردگی داشت اما اون فقط ۹سالشه چرا چرا باید انقدر غمگین باشه بخاطر اون قرص های لعنتی تصمیم گرفتم دیگه بهش ندم هر طور شده می برمش نروفیدبک برای خودم متاسفم اگر انقدر خودخواه نبودم اگر دنبال ادامه تحصیل نبودم شاید الان وضع مالی ام اینطور نبود و بچه ام انقدر عذاب نمی کشید.

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 10:28

برای من همیشه انتظار برابر اضطراب بود و چقدر متنفرم از انتظار

در دلم حس بدی دارم در سالگرد دهمین سال ازدواجم منتظر پاسخ هستم و نمی دانم که چه خواهد شد شاید شاید شاید از این وضع متنفرم متنفررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

امیدوارم هدیه سالروز ازدواجم را از خدا بگیرم

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:15

باورکردن اتفاقاتی که درحال وقوع است سخت و دردناک است ....چه باور محالی بود که آینده از امروز زیباتر خواهد بود....دکتر امروز تاکید کرد با ادامه این وضع ریه هاش بزودی دچار آسم می شه و حالا نمی فهمم چرا نمی فهمه چرا سعی می کنه خوشبختی از ما بگیره من که دارم با بدتر شدن شرایط مالی هم سرپا می ایستم ....چقدرخودخواهی ح ص

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:15

چقدر می توان بزرگ بود ؟چقدر می شود مستحکم و مهربان بود تو. همه اینهایی تو پدرعلمی منی و چقدر خوشبختم که تو را دارم ی. م

امشب دلم بدجوری گرفته بود من با تمامی غرور روزهای پیش از ازدواج و چالش های بعد از ازدواج تحمل توهین یک ادم چیپ و سطح پایین برایم دردناک است و وقتی از بغض پر بودم باز به سراغت آمدم وای که بر بغض های خفته من چه مرهمی هستی حضرت استاد ممنونم ممنوننننننننمممممممممممم

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:15

بی پولی واژه ای است که این روزها بطور واضح شنیده می شود و من هم در این وادی گیر افتاده ام اما مگر می شود کسی یا چیزی در برابر خواسته های من مقاومت کند فرش های قدیمی را در دیوار فروختم تمام وساادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:15

باورکنی یا نه تو اسطوره ای شدی در ذهنم در روحم در دنیای بزرگ من دنیای علم تو پدرمی پدر علمی من ......................

ممنونم ممنونم ممنونم مربوط به استادم حرف ممممممممممممممم ممنونم که خوبی بی نهایتی مربوط به استادم حرف

یعنی بعد از تمام تلخی های زندگی در این آشفته بازار ممکن است من طعم رسیدن به آرزویم را بچشم//////////////////.

خدایا ممنونم که بندگان خوب را هم آفریدی . اگر روزی هیت علمی بشم قول می دم.......خدایا خودت می دونی

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:15

این دیالوگهای تکراری این قصه های مکرر تا کجا تاکی باید غرورم را پنهان کنم حالم ازجهل از ....بهم می خورد

من عاشقممممم عاشق علمم عاشق پسرم

واییییییییییییییییییییی خدایا ببین داشته هایم را نمی بینند و هرکس و ناکسی در زمان کوتاهی تمام بنای ساخته شده به قیمت جانم و شیرین ترین روزهای زندگی من را بهم می ریزد واییی

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:15

ساعت 5:40 دقیقه صبح و من در آرزویم نشسته ام.

درخانه ایی که همیشه آرزو داشتم خانه شیرین ....چه فرق می کند چطور و چگونه مهم اینست که آرزوی من بود حالا نوبت آرزوهای دیگر است  .بس دیگر اجازه تحقیر نمی دهم من اوج می گیرم .

دو آرزوی دیگر دو آرزوی امسال باید به هر دو آنها برسم اسمشان را کو می گذارم ترکیب اولین اسم کلماتی که آرزو می کنم .وووووو

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 1:26

برای رسیدم به دو هدفم به ابزار  حتیاج دارم

من از بین ابزارهای مختلف دوتا را که از همه قوی تر است انتخاب کرده ام .

     تنفر و عشق امیدوارم کارساز باشد

برچسب: نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 1:26

امتحان جامع قبول شدم اما حس خوبی نداد حس موفقیت بالای قله های پیروزی ....

چالش من تازه شروع شده....

برچسب: جامع, نویسنده: روژان مهدوی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:42

صفحه بندی